خرید بک لینک

درباره سایت

[ هم دمــم ]

امکانات وب

عجیب شدم

این حجم از بی قراری رو خیلی وقت بود تجربه نکرده بودم

دلم آشوبه!

حتما این قرنطینگی هم تاثیر داشته وگرنه تو این چندسال اخیر این حجم از وقت

خالی رو کی و کجا داشتم!

خدایی میدونی جز تو هیچکس حالم رو نمیدونه دیگه؟

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:36

اسکایپ رو باز کردم...آخرین بار سه ماه پیش بود که با مسترخارجی و Javier حرف زده بودم قرار بود بعد عمل باهاشون حرف بزنم که مامان بزرگ رفت و همه چی بهم پیچیدکلی پیام از جفتشون داشتم. نگران کرونا و وضعیت

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:36

امروز وقتی دستام موقع حرف زدن بی اختیار و شدید لرزیدنوقتی حرف هایی زدم که بعد حس کردم همه اون ماسک های بی خیالی کهتا الان به هزار بدبختی رو صورتم چسبونده بودم افتادنتازه فهمیدم من چقدر ضعیف شدم و نمی

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:36

تو سرم کلی حرف و فکر و خیال مزاحم پرسه میزنن

اینقدر ذهنم درگیره که نه تو خونه آرامش دارم و نه سر کار

البته اوضاع اونطرف از خونه قابل تحمل تره

کم حرف تر شدم

اون ماسک رو صورتم بدجور افتاده

نمیدونم چرا نمیتونم بازم بزنم و تظاهر کنم به بی خیالی

مدام تو ذهنم دنبال یه راهم

ولی پیدا نمیکنم...

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:36

دوباره ماسک زدمایندفعه متفاوت تر از هر زمانینمیدونم نتیجه ش چی میخواد باشه ولی حس کردم من نمیتونم خودم باشمبه خاطر آدم های اطرافم... شاید چون هیچ وقت به خودم این حق رو ندادمپس برای بقیه هم قابل قبول

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:36

صفحه بندی